آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
کد لوگوی ما
بارش یامهدی
درد دل یک خواهر:
سلام مهدی جان! خیلی خسته ام . خیلی ...
نمیدونی چقدر ناراحت میشم وقتی میبینم همه همکلاسی هام اینجور ازت غافلن. هر کدومشون چندتا دوست پسر دارن و نماز خوندن هم یادشون رفته .یه وقت در حال رپ و ترانه خوندن , یه وقت مشغول اس ام اس بازی با دوست پسراشون(بماند که تو اس ام اس ها چی به هم میگن).زنگ تفریح هم که تو کلاس میرقصن. بماند که چه عکس هایی تو گوشیشون دارن... اصلا انگار نه انگار که مادرت همیشه داره اونا رو میبینه. چرا این قدر مظلوم شدی مهدی؟! تا کی باید جگرت بسوزه؟چرا باید همشون از نایبت امام خامنه ای این قدر متنفر باشن و هر تهمتی بهش بزنن؟! مهدی جان خوب میدونی خیلی ها منو به خاطر چادر سیاهم مسخره میکنن.خیلی ها منو به خاطر دوست پسر نداشتنم به من میگن متحجر و عقب افتاده. اما این مظلومیت ها کجا و مظلومیت تو کجا عزیزم! این کجا و سوختن زهرا کجا؟! این کجا و ناله های زینب کجا؟! این کجا و گریه های رقیه کجا؟! من دیگه اون... سه سال پیش نیستم.دیگه بوی فاطمه رو از این چادرم استشمام میکنم. هرچند این چادر گذاشتن اوایل برام سخت بود ولی به کمک زینب دیگه احساس میکنم که از بین اکثر مخلوقات قدر نشناس خدا بالاتر اومدم و انگشتنمای فرشته های خدا شدم. آقا میدونم خیلی سخته تحمل تمسخر ها ولی آسون میشه اینا با عشق به تو.
اصلا مگه میشه که بخوام جز پنجاه زن برتر جبهه ی تو باشم و سختی نکشم.یا باب الله کمک کن که همیشه احساس کنم که مادرت داره منو میبینه. کمکم کن که مبادا عشقت تو سینه ام اونقدر ضعیف باشه که موقع گریه کردن برای تو زینب به من بگه ساکت شو!
مهدی جان! دوست ندارم فقط موقع نماز چادر خوشگلم رو سر کنم. ای صاحب من هر کاری میکنم تا لحظه ی ظهورت چادر سیاه من اولین فرشی باشه که پات رو بر اون میگذاری...
قسم میخورم تمام تلاشم رو میکنم که هرگز از حمایت نایبت غافل نشم. قسم میخورم از عابرو دادن در راه تو هراسی نداشته باشم.
ای سلطان عشق! تو رو به شهدای فکه قسمت میدم, منو به خاطر گناهای گذشتم ببخشی!
دیگه خوشم نمیاد لباسی بپوشم که توش قطره ای احساس فخر به مردم کنم. میخوام لباسی رو بپوشم که تو بیشتر ازش خوشت میاد که بیشک اون همون لباسی که خدا هم بیشتر خوشش میاد.
یوسفم! تا کی باید به سمتت بدو ام .کمکم کن که هیچ وقت خسته نشم.
گفته بودم چو تو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
اللهم عجل لولیک الفرج...
انتظار این ظهور بزرگ آثار و برکات بسیار ارزنده ای، به ویژه برای نسل جوان، در بر دارد:
1 . خودسازی فردی: چنین تحولی قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و باارزش انسانی است که بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را به دوش کشند; و این در درجه اول به بالاترین سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و فکری برای همکاری در پیاده کردن آن برنامه عظیم نیازمند است .
2 . خود باوری های اجتماعی: منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند، بلکه مراقب حال یکدیگر باشند، و علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند; زیرا برنامه عظیم سنگینی که انتظارش را می کشند، برنامه ای فردی نیست; برنامه ای است که تمام عناصر انقلاب باید در آن شرکت جویند، باید کار به صورت دسته جمعی و همگانی باشد .
3 . منتظران واقعی در فساد محیط حل نمی شوند . هنگامی که فساد فراگیر می شود و اکثریت یا جمع کثیری را به آلودگی می کشاند، گاه افراد پاک در یک بن بست سخت روانی قرار می گیرند; بن بستی که از یاس اصلاحات سرچشمه می گیرد . تنها چیزی که می تواند در انسان در روح امید بدمد و نگذارد در محیط فاسد حل شود، امید به اصلاح نهایی است .
ای عزیزترین، ای سفر کرده که صد قافله دل همره تو است، غم هجرانت را تا کی باید تحمل کنیم . ای زیباترین گل، گل ها هنوز به انتظار قدمت نشسته اند . نرگس ها خیال باز شدن ندارند شاید هم دل باز شدن ندارند . یاس های خوشبو هنوز هم کبودند و شقایق ها تا آمدنت داغدار می مانند . دلم می خواست سرم را بر زانوی وصال بگذارم و سیل سیل اشک های هجران را بربالین عشقت بریزم . دلم می خواست هنگام ندبه عشق سرم را بر زانوی مهرت بگذارم . دلم می خواست درد و غم سیلی را با تو بگویم . به خدا قسم، غم غربتت سنگین است . دیگر شانه هایمان تاب تحمل این غم را ندارند . می خواهم باتو بخوانم «ضاقت الارض و منعت السماء .»
كوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز
كار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز
یك نفر فردا زمین را نور باران می كند
مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز...
بانوی نور
شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما "بی حسین " شدن تو بود و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم
آقا کی می آیی دلم گرفته!! البته مشکل از من است ...
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت چیست؟
برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست!
یكی از وظایف منتظران راستین ظهور مصلح بزرگ جهانی، این است كه هرگونه ابهام و تردید را از دل ناامیدان و منكران بزدایند و شور و نشاط و امید را جایگزین آن گردانند.
ولادت
ولادت حضرت مهدي صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجري بود پس از اينكه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادي ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسكري ( ع ) رسيد ، كم كم در بين فرمانروايان و دستگاه حكومت جبار ، نگراني هايي پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثي بود كه در آنها نقل شده بود
انواع علایم ظهور
علائم ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول: علائمی كه مخصوص به خود آن حضرت هستند. كه هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهور می فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف باز شدن پرچم و علائم دیگر. علائم حتمی ظهور علائم حتمی، علائمی هستند كه پیش از ظهور حتما اتفاق خواهند افتاد. با ظهور این علائم، مردم متوجه نزدیك شدن، و به پایان رسیدن شب سیه و ظلمانی می شوند و پس از آن حضرت ظهور می فرمایند و جهان را با عدالت و حكومت خود، از ظلمها و بدیها می رهانند. دجال شخصی است كه در برخی روایات توصیفاتی برای او ذكر شده است مانند دجال مردی چاق،سرخ رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است كه بر روی آب قرار دارد محل خروج دجال است كه در روایات مكآنهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال كه عاقبت به دست چه كسی به هلاكت میرسد كه در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح میكنند بعضی قائلند كه به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذكر روایات نیستیم. در خصوص سفیانی دو دسته روایت داریم: 3-سید حسنی بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، از نشانههای ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است. سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست میگیرد و اندكی پیش از ظهور به سوی عراق وكوفه میرود و از دیلم و قزوین تا كوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاك میكند و سرانجام كوفه را محل اقامت خویش قرار میدهد؛ مدتی در كوفه اقامت مینمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان میرسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف میشوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را مینماید. 4-قیام سید خراسانی قیام سید خراسانی یكی از علائم و نشانه های ظهور مهدی موعود (عج) معرفی شده است و روایات زیادی در این زمینه نظیر روایت ذیل وجود دارد «خروج خراسانی،سفیانی و یمانی در یك سال و یك ماه و یك روز است.» و در برخی از روایات خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند كه خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف كوفه در حركت اند در مجموع از روایات چنین استفاده می شود كه قیام سید خراسانی از مشرق زمین آغاز و به سوی عراق به پیش می رود در مورد صفات جسمانی سید خراسانی نیز برداشتهای متفاوت و گوناگون وجود دارد مثلاً از كلمه «فتی» كه در روایات مربوط به سید خراسانی یا حسنی ذكر شده است بعضی جوانی سنی را فهمیده و در نتیجه می گویند سید خراسانی هنگام قیامش، جوان است در حالی كه برخی دیگر جوان مردی را معنی مناسب برای آن می دانند و می گویند جوان مردی یكی از ویژگی های سید خراسانی است نه اینكه سید خراسانی هنگام قیام در سنین جوانی قرار داشته باشدیكی دیگر از صفات جسمانی سید خراسانی داشتن خال بر گونه و یا دست راست است و در تفسیر آن نیز احتمالات مختلف وجود دارد كه آیا به معنی خال معروف است و یا اینكه از ماده خلل و به معنی آسیب دیدگی و نقص است.
دسته دوم: : علائم غیر حتمی، هستند كه نشان از نزدیكی ظهور حضرت بوده و رخ دادن آنها حتمی نیست یعنی این احتمال وجود دارد كه ظهور بدون این علائم تحقق یابد و در روایات و احادیث معصومین(علیهم السلام) به آنها اشاره شده است
در اینجا به تبیین برخی از علائم حتمی ظهور می پردازیم :
1.دجّال:
2. سفیانی:
دسته اول اینكه: پیش از ظهور حضرت حجت (عج) مردی از نسل ابوسفیان خروج می كند كه مردی است ظاهرالصلاح و به ذكر خدا مشغول ولی پلید و فریبكار است و دولت عباسی را برای همیشه منقرض می كند و شیعیان زیادی را به قتل می رساند و از ظهور آن حضرت اطلاع می یابد لشگری برای كشتن آن حضرت می فرستد كه در بیابان بین مكه و مدینه در زمین فرو می روند.
دسته دوم: اینكه سفیانی جنبه توصیفی داشته باشد نه شخصی یعنی در مقابل هر مرد انقلابی و مصلح راستین یك (یا چند) سفیانی قد علم خواهند كرد.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: سید حسنی جوانی خوش سیماست كه از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ قیام مینماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر میآورد كه به یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسید و از شما طلب یاری میكند. مردان از طالقان كه شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت میدهند
رسول گرامی (ص) میفرمایند: شریفترین امت من حاملین قرآناند، که قرآن را یاد میگیرند و عمل میکنند و به مردم یاد میدهند.
زیرا جدایی از دین جدایی از امنیت است، و زندگی با هراس گوارا نباشد. چون وقتی که دین نبود، آرامش هم نخواهد بود. لذا فقدان عقل، فقدان زندگی است، و مردم بیخرد فقط با مردگان مقایسه میشوند.
و نیز خودبینی هرانسانی دلیل بر سستی خرد و نداشتن عقل اوست.
رسول گرامی (ص) میفرمایند: علامات مومنین این چهار علامت است، که انشاءالله در شما باشد:
1) به نماز اهمیت میدهند.
2) بسیار صادق و راستگو هستند.
3) محسن و احسانکننده هستند.
4) به روزه اهمیت میدهند.
علامات منافقین هم چهار نشانه است، که انشاءالله در شما نباشد:
1) در گفتار دروغ میگوید.
2) به وعده وفا نمیکند.
3) ظاهر و باطنش یکی نیست.
4) و از همه بدتر و مهمتر موعظه به او اثر نمیگذارد.
رسول گرامی (ص): چهار چیز سبب شده که مردم بدبخت دنیا و آخرت شدهاند:
1) قلبی سخت و مریض، وقتی انسان گناه روی گناه انجام بدهد و استغفار نکند قلبش سخت میشود و از هرمرضی بدتر است.
2) چشمی خشک، یعنی میبیند کارهای خوب را، به جایی که باور کند حسادت میکند و ناراحت میشود.
3) حرص در تمام امور، فقط یکجا حرص خوب است، آنجایی که برای عبادت باشد، و به طوری که خود را مریض نکند.
4) اصرار بر گناه، کسانی که اصرار بر گناه میکنند قلبشان همیشه سیاه و مریض است.
در سوره مائده آیه 61 خدا میفرمایند: اینها وقتی بیایند پیش شما مومنین میگویند ایمان آوردیم، و حال آنکه با کفر بر شما وارد میشوند و با کفر از شما خارج میشوند.
امام صادق (ع) میفرمایند: بیگناهان را به خاطر گنهکاران مؤاخذه میکنند. زیرا با آنها مجالست میکنند و آنها را منع نمیکنند.
و نیز فرمود: گناه نادانها به گردن دانایان تحمیل خواهد شد. زیرا چه مانعی داشت قدمی به سوی گنهکاران برمیداشته آنها را ملامت میکردند، گفتاری عاقلانه و مؤثر میگفتند. و چنانچه قبول نمیکردند از آنها دوری میکردند.
و نیز خدا به جبرئيل دستور داد فلان مرد عابد را به دوزخ ببرند، جلوتر از کافرها. چرا؟ این هیچ وقت حالت امربهمعروف و نهیازمنکر نداشت، فقط به فکر خودش بود.
رسول گرامی (ص) فرمود: اطاعت از فرمان الهی و پرستش ذات اقدسش بر اثر علم، خیر دنیا و آخرت میآورد. و در اثر امربهمعروف نکردن شر دنیا و آخرت به جاهلان خواهد رسید.
امام صادق (ع) میفرمایند: از دو گروه بپرهیزید که هلاک خواهید شد:
1) کسانی که طبق نظر خویش فتوا میدهند.
2) به آنچه نمیدانند عقیدهٔ دینی پیدا میکنند.
لذا آنچه میدانید بگویید و آنچه نمیدانید بگویید خدا داناتر است.
حضرت علی (ع) میفرمایند: هرکس از وقایع گذشتگان عبرت بگیرد بینا میشود. کسی که بصیرت و بینایی پیدا کرد میفهمد. آن کسی که فهميد عالم میشود. دین را بفهمید و از آن فهمیدن است که فریب نمیخورید.
همانا خیرخواهترین شما نسبت به خود مطیعترین است در مقابل خدا. یعنی کسی که در مقابل خدا مطیع باشد نسبت به خود خیلی ترحم کرده.
و خائنترین شما به خود نافرمانترین شماست نسبت به خدا.
کسی که اطاعت خدا کند ایمن میگردد و مزد مییابد، و آن که نافرمانی خدا کند ناامید و پشیمان میشود.
قرآن : در قلبهای شما مریضی وجود دارد. طبق این آیه از قرآن پس گناه بیماری است نه بدی
امام علی (ع) فرمودند: هیچ چیز در قلب ها به اندازه گناه تأثیر نمی گذارد.
نکته: انسان ممکن الخطاست نه جایزالخطا!!!
امام علی (ع) فرمودند:گناهان شما دردهای شماست،استغفار دوای درد است و این که از آن گناه برگردید شفای شماست.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: ای بندگان خدای رحمان شما مریض هستید پزشک شما خداست.
( نسخه: قرآن دکتر : خدا منشی : پیامبر(ص) منشی پیامبر: ائمه (ع) )
دیده اگر جانب خود واکنی در تو بود آنچه تمنا کنی
عاقبت از غیب نصیب تو نیست غیر تو ای خسته طبیبی دگر نیست
از تو بُود راحت بیمار تو نیست به غیر تو پرستار تو
چاره ی خود کن که طبیب خودی همدم خود شو که حبیب خُونی
چشم بصیرت نشناسی چرا؟ بی خبر از خویش شدی چرا چرا؟
چرا گناه کردن آسان است؟
1- تمام توجه ما به دنیاست
2- عدم توجه به ناتوانی خودمان(باورمان نمیشود عاجز هستیم)
3- توجه به آیات الهی نداریم
4- زندگی بعد از مرگ را نفهمیدیم
سلام دوستان یه خواهش ازتون دارم
حتما تو نظر سنجی شرکت کنید
لطفا نظرتون رو درباره وبلاگ در نظر سنجی بگید
یادتون نره
هرکی جواب دیگری برای نظر سنجی داشت تو نظرات بگه
یا زهرا
در سینـه دلم گم شده تهمت به که بندم ؟ غیر از تو در این خانه کسی راه ندارد !
یا صاحب الزمان ! خودت میدونی که من خیلی رو دارم ، همه کار میکنم و بازهم میگم یا صاحب الزمان ، ولی چه کنم آقا ، اگه لطف تو نباشه ، اگه تو رو صدا نزنم ، پس چه کسی به من جواب میده ؟ چه کسی دست من رو میگیره .
یا صاحب الزمان من روحم مریضه ، کمک کنید دیگه بد نباشم . یا صاحب الزمان اينقدر خجالت زده ام كه گاهی روم نمیشه حتی توی گرفتاریها صدات كنم . تو خلوت هر کاری كه دلم خواسته كردم بدون اينكه متوجه باشم یکی داره من رو میبینه . حتی یادم نمی افته که امام دارم . خودمو زدم به کوری .
گاهی اينقدر تو زندگي غرق ميشم و اینقدر سرگرمیها و اسباب دنیا منو سرگرم میکنه که یه غبار ، یه لکه سیاه میشینه رو قلبم . فقط وقتی دلم میگیره ، وقتی از همه جا میبرم ، وقتی از مردم نامروتی میبینم ، وقتی از دنیای کوچک دلم خسته میشم یادم می افته که تو صدامو میشنوی .
یا صاحب الزمان مي دونم كه اين خواسته من كمال پرروئیه ، ولی آخه من اراده ام ضعیفه ، زود گول میخورم . دلم هوائیه ، دلم به اختیار خودم نیست . خیلی زود گول زرق و برق دنیا رو میخورم .کاش باورم میشد دل جای خداست کاش باورم میشد دل حریم مقدس خداست. کاش می دونستم شکستن دل بیگناه شکستن حریم خداست. یا صاحب الزمان من با هر گناهي که دل شما را ميشكنم ، بخدا و به خودت قسم خجلم
، کاش میفهمیدم کارام حجابه. کاش دلم اسیر تن نبود. کاش ... !
یا صاحب الزمان کاش دلم اینقدر لایق باشه که تو برا پاکیش دعا کنی . یا صاحب الزمان به حال من بد هم دعا كنيد كه لياقت پيدا كنم وارد دسته خوبان بشم . اي مولا و مقتداي من بيا و با آمدنت مرهمي بر اين دل رنجديده باش ، هر چند رنجي كه شما از مشاهده اعمال من مي بيني ذره اي است در مقابل اقيانوسي بي كران . آقا جان من شرمنده ام ، من خجلم ، یک هفته هی گناه میکنم و بعد شب جمعه ای مي يام معذرت خواهی ... !
آخه چقدر شرمندگی ، گاهی با خودم فکر میکنم که دیگه از من دل بریدی یا شاید اصلا دل نبسته بودی ، فکر میکنم دیگه نا امید شدی ، اما نه ! شما بزرگوارتر از اون هستي كه بخواهی با اين همه بي وفايي بهم محل نذاري!! شما وفا میکنین اما من هيچ وقت بهت وفادار نبودم !! نادونم آقا ! چيكار كنم ! اگه عقلم كار مي كرد كه دل حجت خدا رو نمی رنجوندم !!شما برام دعا کنید آقا ! كمكم كن که دیگه گناه نکنم ، نجاتم بده آقا تا برات بدرد بخور باشم و فدایی قدومتون .
مهدي جان با این همه گناه وقتي مي بينم همه التماس دعا مي گن شرمنده شون مي شم . از من میپرسن ، از آقا چه خبر ؟! ای خدا مردم چقدر ظاهر بین هستند ، همه فکر میکنن منم کسی ام ، همه فکر میکنن یه خبری هست ، راستی اگه خدا ستار العیوب نبود خدا میدونه مردم حتی نگاه هم به من نمی کردند
. آقا جان تو را به مادرت زهرا (سلام الله عليها ) من را ببخش ، يا صاحب الزمان من بدم ، ولي تو را خدا به حق همه خوبا امشب منِ بد رو هم بخر .
هر شب جمعه رو به امیدی صبح میکنم و به خود می گویم که فردا دیگه روز ظهور است ولی جمعه های سوت و کور می آید و میرود ولی من همچنان منتظر روی توام آقا جان فرج تو ، فرج خود ماست ، دیدن روی تو آرزوی قلبی ماست ، گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم ، چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی .
خدايا
عذر ميخواهم از اين که بخود اجازه ميدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر ميخواهم که ادعا هاي زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالي که خوب ميدانم وجود من ضائيده ي اراده من نيست و بدون خواسته ي تو هيچ و پوچم ,
عجيب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم
خدايا...
تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم
تو مرا آه کردي که از سينه ي بيوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فرياد کردي که کلمه ي حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمايم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتي
تو مرا به آتش عشق سوختي
تو مرا در توفان حوادث پرداختي , در کوره ي غم و درد گداختي
تو مرا در درياي مصيبتو بلا غرق کردي
و در کويره فقر و هرمان و تنهائي سوزاندي.
خدايا ...
تو به من
پوچيه لذات زود گذر را نمودي
ناپايداري روزگار را نشان دادي
لذت مبارزه را چشاندي
ارزش شهادت را آموختي
خدايا
تو را شکر ميکنم
که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي
و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.
فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست
بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بلاخره شهادت است
"بهترين جاي نجواهاي دکتر اينجاست
خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدي که عصاره ي حيات انسان است
آنگاه که در آتش عشق ميسوزم
يا در شدت درد ميگدازم
يا در شوق زيبائي و ذوق عرفاني آب ميشوم و سراپاي وجودم
روح ميشود
لطف ميشود
عشق ميشود
سوز ميشود
و عصاره ي وجودم بصورت اشک آب ميشود
و بعنوان زيبا ترين محصول حيات که وجهي به عشق و ذوق دارد و وجهي ديگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.
اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد
خدايا
تو مرا اشک کردي که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم
تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان توفان حواث بغرم
تو مرا درد و غم کردي تا همنشين محرومين و دلشکستگان باشم
تو مرا عشق کردي تا در قلبهاي عشاق بسوزم
تو مرا برق کردي که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهي اين شب ظلماني را بدرم
تو مرا زهد کردي که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتي وجود داشته باشم
و هنگام پيروزيو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائي با خداي خود بمانم.
خدايا تو را شکر ميکنم
که غم را آفريدي و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختي و مرا از اين نعمت بزرگ توانگر کردي.
خدايا تو را شکر ميکنم
که به من درد دادي و نعمت درک درد عطا فرمودي
تو را شکر ميکنم
که جانم را به آتش غم سوزاندي و قلب مجروهم را براي هميشه داغ دار کردي دلم را سوختي و شکستي تا فقط جايگاه تو باشد.
روز مادر مبارک
بچه ها بیایید امروز هدیه ای جدید به مادر خود بدهیم هدیه ای که مادرمان را تا آخر عمر از ما راضی و خوشنود کند.
معصوم(ع) می فرماید:اگر در نماز مستحبی بودی و پدرت تو را صدا زد بر تو واجب نیست که نمازت را بشکنی! ولی وقتی مادرت صدا زد واجب است نمازت را بشکنی و ببینی مادرت چه می خواهد!!!!!
این حدیث رو گفتم قدر مادرامون رو بدانیم. لازم نیست که در روز مادر یه کادو گران قیمت برای مادر بخریم!! بریم یه شاخه گل یا ... به مادر بدیم و دست او را ببوسیم و بگوییم مادر غلط کردیم ببخش منو چون مادر به گردن ما حقه بزرگی دارد. این داستان رو میگم تا منظورم رو بفهمید:
روزی جوانی فوت کرد ولی وقتی خواستند او را دفن کنند خاک او را قبول نمیکرد و این عمل را سه دفعه انجم دادند و هر دفعه خاک او را قبول نمی کرد!!!!
به پیامبر اکرم(ص) خبر دادند که قضیه این طور است! پیامبر فرمودند مادر این جوان را صدا بزنید. بعد پیامبر از مادر او سوال کردند که آیا از پسر خود راضی هستی؟ پیرزن پاسخ داد:نه. پیامبر فرمود : چرا؟ پیرزن گفت: او مرا کتک میزد و من از او راضی نیستم؟
پیامبر اسرار کردند که از او راضی شو مگر نمی بینی که خاک هم او را قبول نمیکند!!!
پیرزن گفت: یا رسول الله فقط بخاطر شما او رابخشیدم!!!
بعد پیامبر دستور داد که او را به خاک سپردپند
میخوام اینو بگم دوستان اگه خدایی ناکرده پدر یا مادر از ما ناراضی باشند خاک ما رو نمی پزیره!!!
خاکی که برایش احترام قابل نبودیم!!!
خلاصه بگم روز مادر روزی که ما می توانیم یکی از شبهای بیدار ماندن مادرمان را که به ما شیر می دادند را جبران کنیم!!!! شبهایی که گریه میکردیم و او بلند میشد و از ما مراقبت میکرد ولی حالا که بزرگ شده ایم او را فراموش کرده ایم و به او احترام نمی گذاریم و یا شاید از دوستانمان خجالت بکشیم که بگوییم این پیرزن مادر ماست و...
باید با افتخار بگوییم این پیرزن مادر ماست و منم غلام او....
راستی بچه ها اگه توجه کرده باشیم در قرآن بعد از عبادت خدا گفته که نیکی به والدین پس بکوشیم که اگر والدین ما از ما راضی باشند همه دنیا و هم آخرت ما آباد است.
دعای بنده در این روز:خدایا از عمر من گنهکار بگیر و به عمر پدر ومادرم اضافه کن!!
آمین!!
همه ما پنهانی و در نهان ، دل گفته هایی با خدا داریم
کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است
آنچه در این پست می خوانید بخشی هایی از گفتگوهای “من و شما” با خداست:
همان خدا، همان خدای فراموش شده ای که به گاه بی کسی و درماندگی
سراغش را می گیریم … همان که هیچگاه ما را از یاد نمیبرد . . .
گفتم: خستهام
گفت: “لاتقنطوا من رحمة الله” از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/۵۳)
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: “فاذکرونی اذکرکم” منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: “و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا” تو چه میدانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳)
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: “واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله” کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/۱۰۹)
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچک است… یک اشاره کنی تمامه!
گفت: “عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم” شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/۲۱۶)
گفتم: “انا عبدک الضعیف الذلیل…” اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: “ان الله بالناس لرئوف رحیم” خدا نسبت به همهی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/۱۴۳)
گفتم: دلم گرفته
گفت: “بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا” (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/۵۸)
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفت: “ان الله یحب المتوکلین” خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران/۱۵۹)
گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!
گفت: “و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره” بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا میکنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر میکنند (حج/۱۱)
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم؛
گفت: “فانی قریب” من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد به تو نزدیک بشوم
گفت: “و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال” هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفت: “ألا تحبون ان یغفرالله لکم” دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲)
گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: “و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه” پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰)
گفتم: با این همه گناه… آخر چه کاری میتوانم بکنم؟
گفت: “الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده” مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندههایش قبول میکند؟! (توبه/۱۰۴)
گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: “الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب”(ولی) خدا عزیز و دانا است، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۳)
گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: “ان الله یغفر الذنوب جمیعا” خدا همهی گناهها را میبخشد (زمر/۵۳)
گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ بازهم مرا میبخشی؟
گفت: “و من یغفر الذنوب الا الله” [چرا که نه!] به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵)
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم میزند؛ ذوبم میکند؛ عاشق میشوم! … توبه میکنم
گفت: “ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین” [این را بدان که] خدا هم توبهکنندهها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲)
ناخواسته گفتم: “الهی و ربی من لی غیرک” ای خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو که را دارم؟
گفت: “الیس الله بکاف عبده” خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتوانم بکنم؟
گفت: “یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما” ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. ( احزاب/۴۲)
گفتم: هیچ کسی نمیداند تو دلم چه میگذرد
گفت: “ان الله یحول بین المرء و قلبه” خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/۲۴)
گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت: “نحن اقرب الیه من حبل الورید” ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/۱۶)
با خودم گفتم:
خداوند!… خالق هستی!… با فرشتههایش!… به ما درود میفرستند تا هدایت شویم؟!
پس باید ثابت کنم که شایستهی سلام و درود عرشیانم
باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاک کنم
حدیث قدسی
«اى آدمیزاد! همه چیز را براى تو آفریدم و تو را براى خودم آفریدم» .
من شش چیز را در شش جای قرار دادم ولی مردم آن را در شش جای دیگر طلب می كنند و هرگز به آن نمی رسند.
1. من علم را در گرسنگی قرار دادم ولی مردم آنرا در سیری دنبال می كنند.
2. من عزت را در نماز شب قرار دادم ولی مردم آنرا در دستگاه سلاطین دنبال می كنند.
3. من ثروت را در قناعت قرار دادم ولی مردم آنرا در كثرت مال دنبال می كنند.
4. من استجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم ولی مردم آنرا در قیل و قال دنبال می كنند.
5. من بلند مرتبگی را در تواضع قرار دادم ولی مردم آنرا در تكبر دنبال می كنند.
6. من راحتی را در بهشت قرار دادم ولی مردم آنرا در دنیا طلب می كنند.
خداوند در حدیث قدسی می فرمایند: ای فرزندان آدم!
چقدر ( الله! الله!) می گویی، در حالیکه قلبت غیر الله است! و زبانت ( الله ) میگوید، و تو از غیر خدا می ترسی و به غیر خدا امید می بندی، اگر (الله) را می شناختی، از غیر خدا واهمه نداشتی و عزم غیر او نمی کردی.
گناه می کنی و به توبه راستین روی نمی آوری. راستی که توبه ای که با پافشاری بر گناهان همراه معاصی باشد، (توبه دروغگویان) است
و بدان که پروردگارت بر بندگان ستم نمی کند بلکه با مومنان و صالحان به لطف و عنایت رفتار می کند و توبه گران راستین را می بخشاید و پاداش می دهد و اما نا مومنان و ناصالحان را کیفر می دهد و از توبه کنندگان دروغین نمی گذرد.
پس چرا ما بندگان چنین هستیم!
خالق به این خوبی داریم ولی افسار ما در دست شیطان است!
چرا؟
چرا؟
خدایا محبت و عشق خود را در دلهای همه ی بندگانت قرار بده!
شرط بندگی خدا
خداوند به حضرت آدم فرمود من بزودی همه نیکیها را برای تو در چهار چیز جمع خواهم کرد
حضرت آدم گفت :خداوندا آن چهار چیز کدامند؟
خداوند فرمود
یکی از آنها مربوط به من است
دومی مربوط به خود توست
سومی مربوط به من وتوست
چهارمی مربوط به تو ومردم است
آدم گفت: خدایا آنها را برایم توضیح بده تا بدانم
خداوند متعال فرمود: آنچه که مربوط به من میباشد اینست که
اول :به من عبادت کنی وچیزی رابرایم شریک قرارندهی
دوم :آنچه مربوط به توست این است که من پاداش هرعمل نیک تورابیش از میزان استحقاقش میدهم
سوم آنکه مربوط به من وتو میباشد اینکه تو دعا کنی ومنهم اجابت نمایم
چهارم : آنکه میان تو ومردم است اینکه نسبت به مردم همان رفتاری را داشته باشی که میخواهی دیگران درباره تو داشته باشند
اقتباس از کتاب حدیث قدسی .. مرحوم شیخ حُـــّر عاملی ص